حسين مدرسى طباطبائى

88

برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )

را بايد اجرا كنند . چند نمونهء جالب از احكام امين السلطان كه هريك نقض ديگرى است و به وضوح پيداست كه خود وى هيچ‌گونه اطلاعى از مفاد آنها نداشته است در اين مجموعه هست . در متن عرضه داشت‌هاى متوليان به بعضى احكام ضد و نقيض شاهانه در اين باب اشاره رفته است . دربارهء اين‌گونه اوضاع مضحك دورهء ناصرى شرحى جالب در كتاب « شرح حال عباس ميرزا ملك‌آرا » هست . او كه خود چندسالى از همين دوره حكمران قزوين بود پس از شرح چگونگى احكام ضد و نقيضى كه از دار الخلافه مىرسيد نمونه‌اى جالب به اين شرح نقل مىنموده است : « به جهت مثال يكى را مىنويسم . قريه‌اى در قزوين هست مسمى به انگور مجين « 1 » . سيد احمد نامى با حاجى فضل اللّه نام بر سر اين ملك نزاع داشتند ، بدون اغراق شش مرتبه برحسب حكم طهران ملك را به حاجى فضل اللّه واگذار كردم و باز به موجب حكم طهران از او گرفته به سيد احمد دادم . آخر الامر لا ينقطع تلگراف مىدادند كه ملك را به دست متصرف بدهيد ، من هم جواب مىنوشتم به دست كدام متصرف بدهم آيا به متصرف سه روز قبل يا به متصرف دو روز قبل يا به متصرف يك روز قبل ؟ » « 2 » . در بررسى اسناد اين نزاع دنباله‌دار يك ابهام نيز به چشم مىخورد . ديديم كه چهار دانگ مزبور از موقوفات قديم آستانه بوده و نام آن در بسيارى از اسناد

--> ( 1 ) . از بشاريات ( مينودر : 931 ) كه در طومار وقف مسجد پنجه على قزوين از موقوفات آن‌جا شمرده شده است ( همين مأخذ : 553 ) ليكن در سال 1244 ملكى حاجى ميرزا فضل اللّه ملاباشى پدر ميرزا محمد حسين عضد الملك صدر ديوانخانه بود ( بررسىهاى تاريخى 5 / 5 : 156 ) . ( 2 ) . شرح حال عباس ميرزا ملك‌آرا : 100 ( چاپ اول ) و 165 - 166 ( چاپ دوم ) .